کدام خودروهای روسی به ایران می‌آیند؟

کدام خودروهای روسی به ایران می‌آیند؟
پس از جولان خودروهای چینی در بازار خوردوی ایران و تضعیف بیش از پیش خودروهای داخلی ، اینبار خبرها از ورود چند مدل خوردوی روسی به داخل کشور که در گذشته نیز سابقه ی حضور در بازار کشورمان را داشته اند ، می دهد.دهه 60 میلادی. اوج قدرت اتحاد جماهیر شوروی. صنعت این کشور بیشتر وقت خود را درگیر جدال لفظی و نظامی با آمریکا بود. دید رهبران کمونیست این کشور در آن ایام به خودروسازی، دیدی کاملاً شخصی و بومی بود. همین که بدون نیاز به دانش دیگران (به خصوص سرمایه‌داران غربی) محصولی چهارچرخ ساخته شود، کفایت می‌کرد.
با همین طرز تفکر شرکت AvtaVAZ (بخوانید آوتاواز) در سال 1966 شکل گرفت. البته بعد از جنگ جهانی، فروپاشی شوروی و شکل‌گیری روسیه نوین زبان خودروسازی در این کشور به کلی تغییر کرد.
اکنون 25 درصد سهام آوتاواز طی یک قرارداد 1 میلیارد دلاری در اختیار رنوی فرانسه است. پیش از آن نیز برای سال‌ها با فیات ایتالیا همکاری خوبی را تجربه کرده بود. اصلاً اولین تولیدات لادا روی پلت‌فرم همین فیات شکل گرفته بود. در حال حاضر این شرکت با خط تولید 140 کیلومتری خود یکی از بزرگ‌ترین کارخانه‌های اتومبیل‌سازی را در کل دنیا دارد. حکایت امروز بیشتر از آنکه به آوتاواز مربوط باشد به بزرگ‌ترین زیرمجموعه آن، Lada ربط دارد.
شرکتی که سال 1970 تأسیس شد. یعنی تقریباً فعالیتی 43 ساله. این شرکت تا پایان سال 2012 میلادی توانسته بود بیش از 20 میلیون خودرو تولید کند و بفروشد. البته لادا از یک حیث دیگر نیز رکورددار است. این شرکت طی 40 سال فعالیت خود کمترین تغییر را در چهره و ظاهر محصولاتش اعمال می‌کرد. آنچه لادا می‌ساخت، سنگین، بی امکانات، سفت و سخت‌جان بود. به دلیل سادگی در مکانیزم ساخت اغلب دیر خراب و زود تعمیر می‌شدند.

روس‌ها در ایران
ایرانی‌‌ها آنچنان هم با لادا غریبه نیستند. پیش از انقلاب انواع شاسی بلندهای Niva و سواری‌هایی موسوم به فیات-لادا در بازار ایران خرید و فروش می‌شدند. از پدرها و پدربزرگ‌ها که بپرسید، می‌گویند لادا خوراک برف و بوران بود. قاعدتاً وقتی خودرویی در سرمای مرگبار روسیه طاقت می‌آورد در ایران نیز زنده می‌ماند.
پیش از آنکه شرکت راهبر اظهار موجودیت کند، شرکت ایران و شرق بود که به عنوان نماینده لادای روسیه شناخته می‌شد. بعد از سال 84 که اولین‌بار حضور مجدد روس‌ها در بازار ایران مطرح بود، شایعاتی عجیب منتشر شد. عده‌ای می‌گفتند برخی از مقامات مسئول شرکت آوتاواز در کسب سه مجوز سازمان‌های ایرانی مهارت دارند. آن ایام که تعرفه واردات خودرو نزدیک به 130 درصد بود، واردکنندگان می‌خواستند صبر کنند تا این عدد به 100 درصد برسد. عجیب‌ترین شایعه این بود که عده‌ای دلال روسی می‌خواهند عنان کار عرضه لادا در ایران را به دست بگیرند.
گفتیم که یک چهارم مالکیت برند لادا در اختیار رنو است. این شرکت نیز در ایران نمایندگی مستقیم دارد. اما چندی است که شنیده می‌شود به دلیل همراهی با کشورهای تحریم کننده ایران قرار است که از ایران برود. اتفاقی که هنوز به وقوع نپیوسته است. حضور لادا و رفتن رنو شاید در آینده داستان‌دار شود.
شرکت راهبر سال 1383 در ایران استارت فعالیت خود را به عنوان یک عضو انجمن لیزینگ زد. با اینکه هنوز برای قضاوت خیلی زود است ولی موفقیت این شرکت و آن خودروساز قدری در ابهام است. چینی‌ها که چند سالی است گُله به گُله وارد می‌شوند، هنوز مقبولیت و محبوبیت را بین مردم کسب نکرده است. از بین این شش هفت برند چینی وارد شده به ایران حتی یکی هم نتوانسته از نظر شبکه فروش و خدمات پس از فروش چشم‌گیر عمل کند.
این‌ها همه در حالی است که چینی‌ها برای واردکننده بسیار ارزان تمام می‌شود. و شاید مهم‌تر از همه اینکه دولت نیز به چینی شدن صنعت کشور طی چند سال آینده چراغ سبز نشان داده است. با این حال و روز است که لادا می‌خواهد پای به ایران بگذارد. لادایی که به پشتوانه خاطره کمرنگی که در ذهن اندکی از مردم می‌خواهد پای به ایران بگذارد. لادایی که اکنون یک شرکت اروپایی محسوب می‌شود و رابطه اروپایی (حداقل در ظاهر) خیلی با بازرگانی و تجارت ایران مطلوب نیست.
بگذریم از آنکه هم‌چنان معضل نرخ ارز (دلار، یورو و پوند) به روشنی حل و فصل نشده است. پیش از لادا برندهایی بودند که هم اعتبار بیشتری داشتند و هم شهرت و محبوبیت بیشتر. فیات ایتالیا با تاپکو چند سالی بیشتر عمر نکرد. سئات اسپانیا وارد شد ولی دیده نشد و سپس خیلی آرام رفت. اُپل با آن همه داد و قال حتی از دروازه‌های گمرک هم نتوانست رد شود.
این را هم بگوییم که در این آشفته‌بازار واردات چینی‌ها، دست گذاشتن روی برندی چون لادا یک ریسک تحسین‌برانگیز است. در حالی که تهران تا پنج شش سال دیگر بدتر از شانگهای و پکن می‌شود، آنهایی که می‌روند سراغ مدل‌های دیگر قابل تقدیرند.
پیش فروش کالینا و گرانتا، از پاییز سال گذشته آغاز شد. با دریافت 16 میلیون تومان و تحویل 5 ماهه. جالب است آنهایی که در ابتدای پیش فروش ثبت نام کرده بودند، با قیمت قطعی محسوب می‌شدند. مشتریان بعدی اگر حتی در زمستان هم سراغ خرید لادا می‌رفتند جزو قیمت‌های علی‌الحساب محسوب می‌شدند. آن ایام قیمت خودروها چیزی بین 57 تا 60 میلیون تومان بود. اما خبرهایی دست است که نشان می‌دهد این خودرو در بازار به قیمت 70 میلیون هم رسیده است.
با تجربه‌ای که مردم از روی پیش‌ ‌خرید کردن پرسود محصولات چینی به دست آورده بودند، این‌طور تصور می‌شد که لاداها هم چنین‌ آینده پرفروغی پیش رو داشته باشند. اگر به سایت رسمی شرکت راهبر مراجعه کنید تنها نام دو نمایندگی را مشاهده خواهید کرد. البته خبری از فروش شهرستان نیست.

کمی فنی‌تر
خودروهای روسی به خصوص تولیدات لادا، نماد استحکام بودند. استفاده از ورق‌های بزرگ آهن و فولاد، هیکل تنومند و خشنی به آن‌ها می‌بخشید. گویی یک تانک کوچک در خیابان حرکت می‌کند. اما امروزه دیگر معیار ایمنی، استفاده از بدنه سنگین و توپُر نیست. همین که مبانی علمی طراحی بدنه رعایت شود، با فلزاتی سبک‌تر مانند آلومینیوم و فیبرکربن هم می‌شود خودروی فوق‌العاده ایمن ساخت. اما سؤال این است که آیا روس‌ها توانسته‌اند به این دانش دست پیدا کنند؟

آیا آن دو خودروی روسی که قرار است توسط شرکت «راهبر» در ایران عرضه شوند، فاکتورهای یک خودروی استاندارد را دارند؟ هرچند قیمت خودروهای کره‌ای، آلمانی، ایتالیایی و باکمی اغماض برخی چینی‌ها زیاد باشد ولی انصافاً از نظر ایمنی و امکانات حرفی برای گفتن دارند. آیا گرانتا و کالینا هم می‌توانند این طور باشند؟ آیا قرار است یک روزنه در بازار بسته تولیدات بحث‌برانگیز داخلی باز شود یا اینکه قرار است یک دغدغه دیگر هم به اعصاب خرد شدن‌های مردم اضافه شود؟

کالینا؛ شاید رقیب 206
تولید Kalina به سال 2004 برمی‌گردد. یک هاچ‌بک سایز کوچک که در بازار خودروی ایران از نظر کلاس طراحی، چند رقیبی انتظارش را می‌کشند. نام دیگرش Lada119 است. از این هاچ‌بک نمونه‌ 5 درب استیشن و 4 درب سدان نیز تولید شده است. خدا را شکر طبق تصاویر کالینا هاچ‌بک که قرار است وارد ایران شود از همه زیباتر است.
یادتان باشد که می‌گویند لادا این خودرو را به اروپا هم می‌فرستد اما خودمانیم، اروپا داریم تا اروپا. مقصد کالینا در قاره سبز، کشورهای اروپای غربی است. در فنلاند برای آن سر و دست می‌شکنند. جایی که برای آن بیشتر دوازده سیزده هزار دلار پرداخت نمی‌کنند. البته کالینا ادعایی هم ندارد. چون اگر ABS، فرمان هیدرولیک برقی و تهویه مطبوع را روی یک گاری چهارچرخ هم بگذاری باز هم گران‌تر از این حرف‌ها تمام می‌شود.
در حقیقت کالینا هر جایی که می‌رود، یک راست با داچیا لوگان (همان تندر خودمان) مقایسه می‌شود. و چه مقایسه‌ای از این جذاب‌تر؟ شاید لادا روسی باشد ولی یکی از سهام‌داران عمده برند Lada، رنوی فرانسه مالک برند Dacia رومانی است. در اوج تعجب برخی از مدل‌های کالینا که بهSuper 1600 معروف‌اند دارای یک پیشرانه 1.6 لیتری توربوشارژ شده است.
سال 2007 در بخش نظرات سایت Avtomarket به عنوان یکی از بزرگ‌ترین وبسایت‌های خودرویی روسیه، نظر یک کاربر جنجال‌آفرین شد. طبق تجربه او پیشرانه کالینا در دور موتور 2000 rpm باعث لرزش و صدای غیرعادی جعبه‌دنده می‌شود. البته بعدها گفته شد که این نقص برطرف شده است. شاید نیروهای مخفی کاخ کرملین از خجالت آن کاربر و هر کاربر دیگری که به صنعت خودرواشان انتقاد کند، درآمده باشند.
این خودرو در خود روسیه به قیمت پایه 408 هزار روبل خرید و فروش می‌شود. یعنی چیزی معادل 12 هزار و 500 دلار. سرویس‌های دوره‌ای آن توسط لادا هر 15 هزار کیلومتر یا سالی یک بار است. کالینا 2 سال بدون محدودیت پیمایشی توسط لادا گارانتی می‌شود. این خودرو در 10 رنگ مختلف به فروش می‌رسد ولی پیش‌بینی می‌شود رنگ‌های فانتزی آن راهی ایران نشوند.
کالینا به صورت استاندارد 160 میلی‌متر از سطح زمین فاصله دارد ولی تجربه نشان داده جاده‌های کشور سواری‌هایی با ارتفاع بیشتر طلب می‌کند.

گرانتا؛ شاید رقیب چینی‌ها
بی‌راه نگفته‌ایم اگر این خودرو را همان کالینای صندوق‌دار بخوانیم. با این تفاوت که گرانتا اواخر سال 2011 به دنیا معرفی شده است. پلت‌فرم این دو خودرو کاملاً شبیه هم است. در توصیف کلاس طراحی این خودرو کمی تردید وجود دارد.
عده‌ای آن را در گروه سدان‌های سگمنت B‌ و دیگران آن را عضوی از سگمنت C می‌دانند. هرچه هست گرانتا یک سدان نه خیلی بزرگ و نه خیلی کوچک است. شاید چیزی در حد و اندازه‌های ریو.
در حقیقت این خودرو از دید روس‌ها یک محصول کوچک است ولی خُب طبیعی است که قد و قواره این جماعت از بقیه مردان دنیا یک سر و گردن بالاتر است.
امکانات استاندارد و آپشن‌ها یا به قول نماینده لادا، امکانات ویژه درست مانند کالینا است. اگرچه این خودرو هنوز رسماً وارد بازار نشده ولی حواله‌های 70 میلیونی آن دست به دست به قیمت 68 میلیون تومان خرید و فروش می‌شود.

SpecificationsLada KalinaLada Granta
حجم پیشرانه (cc)15961596
حجم هر سیلندر (cc)399399
آرایشچهار سیلندرچهار سیلندر
قدرت (hp*rpm)98 در 5500102 در 5500
بازده قدرت (hp*lit)65.368
گشتاور (nm*rpm)145 در 4000145 در 4000
بازده گشتاور (nm*lit)96.696.6
قطر سیلندر (mm)8282
نسبت تراکم10.3 بر یک10.3 بر یک
شتاب صفر تا 100 (sec)1111.5
سرعت نهایی (km/h)185183
جعبه دنده5 سرعته دستی یا 4 سرعته اتوماتیک5 سرعته دستی یا 4 سرعته اتوماتیک
فاصله دو محور (mm)24692476
نوع انتقال قدرتFWDFWD
طول، عرض و ارتفاع (mm)4039-1699-14994260-1700-1500
اندازه تایر (in)175.65 - 14175.65 - 14
فضای سرنشین (lit)--
فضای قسمت بار (lit)399450
گردش فرمان (mm)--
اندازه ترمز (in) --
وزن (kg)10801100
توان کششی (kg)--
حجم باک (lit)50-
مصرف میانگین (lit)7.67.8
قیمتداخل: حدود 60 میلیونداخل: حدود 70 میلیون
خارج: حدود 12 هزار و 200 دلارخارج: حدود 12 هزار و 500 دلار


کمپاني هايي که بالاترين فراخوان خودرو را داشته اند

در 12 ماه از سال 2012 ميزان فراخوان خودروهاي جديد كمپانيهاي معروف تا 3. 14 درصد افزايش يافته است.
 

 نمايش خودروهاي جديد در نمايشگاه هاي بزرگ اتومبيل ، دليل بي عيب و نقص بودن اين خودروها نيست ، چه بسا کمپاني هاي معروف اين صنعت پس از عرضه جديدترين محصولات خود ، طي چند ماه در فراخواني مجبور به جمع آوري آنها شده اند.

در ارزيابي ميزان فروش خودروهاي جديد سال 2012 مشخص شد ، در اين سال 14 ميليون و 500 هزار دستگاه خودروي جديد به فروش رسيده است. البته در 12 ماه از سال 2012 ميزان فراخوان اين خودروهاي جديد تا 3. 14 درصد افزايش يافته است.

پايگاه رتبه بندي فوربس با استفاده از داده هاي (FNAM) (Federal notices & manufactures) به معرفي کمپاني هايي پرداخته که بيشترين ميزان فراخوان خودروهاي جديدشان را در سال 2012 داشته اند .

تويوتا (Scions)

در اکتبر سال 2012 ، کمپاني ژاپني تويوتا فراخوان بيش از 2 ميليون و 500 هزار دستگاه از جديدترين خودروهاي Scions خود را داد. مشکل اصلي اين خودروها ، نقص در سيستم اتوماتيک شيشه هاي خودرو بود که در شرايط خاص منجر به آتش سوزي مي شود. تويوتا در اين سال نيز به جمع آوري مدلهاي 2007 تا 2009 تويوتا کمري ، تويوتا کورولا ، تويوتا هايلندر هيبريد ،‌تويوتا ماتريس و تويوتا RAV4 فراخوان داده بود.


کمپاني هوندا (Civics & Pilots)

در ماه مارس 2012 کمپاني هوندا بيش از 820 هزار دستگاه از خودروهاي Civics مدل 2002 و 2003 و Pilots مدل 2004 و 2005 را به دليل نور کم چراغهاي جلويي که خطر سقوط را به دنبال داشت جمع آوري کرد.

کمپاني هوندا (ميني ون و Acura SUV)

در اواسط ماه دسامبر امسال کمپاني فراخوان جمع آوري 259 هزار دستگاه (Acura SUV)‌ و 318 هزار «ميني ون اوديسه» را داد. علت جمع آوري اين مدلها نقص در سيستم اندازه گيري فاصله سپر با جدول هنگام پارک خودرو بود که حريق به دنبال داشت .

تويوتا ( Lexus و Crossover SUV)

اين کمپاني اقدام به جمع آوري 760 هزار مدل 2006 تا 2011 (Crossover SUV) و سدان (Lexus Hs) پرداخت . نقض اين مدلها در دنده عقب بود که در شرايط خاصي از هم جدا و موجب خارج شدن از کنترل راننده مي شد.

کرايسلر (جيپ گراند چيروكي و ليبرتي )

کمپاني کرايسلر در نوامبر 2012 بيش از 744 هزار دستگاه جيپ ليبرتي مدل 2003 و جيپ گراند چيروكي مدل 2004 به دليل نقص کيسه هوا و کمربند جمع آوري کرد.

«تويوتا» (Priuses)

در نوامبر 2012 کمپاني تويوتا 670 هزار دستگاه از خودروهاي هيبريد (Priuses) را به دليل نقص در فرمان خودرو و پمپ الکتريکي آب جمع آوري کرد.

هوندا (Acura TLS & Honda Accord)

کمپاني هوندا در مه 2012 بيش از 625 هزار دستگاه از خودروهاي (Acura TLS) مدل 2008 و «آکورد» مدلهاي 2003 تا 2007 را به دليل نقص در شيلنگ فرمان که موجب پارگي و نشت مايع آن روي مبدل کاتاليزوري و در نهايت حريق مي شد را جمع آوري کرد.

هوندا (CR-Vs و Pilots)

در مارس سال 2012 «هوندا»‌554 هزار دستگاه از مدلهاي 2002 تا 2004 (CRV) به دليل نور اندک چراغهاي جلويي جمع آوري کرد.

فورد (Ford Escape SUV)

در دو هفته پاياني سال 2012 کمپاني فورد 485 هزار دستگاه از خودروهاي مدل 2001 تا 2004 (Ford Escape) را به دليل نقص فني در موتور (Vs) و کنترل سرعت جمع آوري کرد.

جنرال موتورز (شورلت Pontiac و سدان Saturn)

جنرال موتور در سال 2012 ، بيش از 426 هزار دستگاه از خودروهاي مدل 2008 تا 2001 (Pontiac) و 2007 تا 2010 (Saturn) را به دليل نقص در سيستم اندازه گيري فاصله سپر با جدول هنگام پارک خودرو ، جمع آوري کرد.

خودروی آمریکایی پلیس تبریز + تصاوير

چندی است که مردم آذربایجان شرقی به خصوص تبریز یک خودروی عجیب را در ناوگان راهنمایی و رانندگی خود مشاهده می‌کنند. این خودرو یک شورولت شاسی‌بلند است.
خودروی آمریکایی پلیس تبریز + تصاوير

 معروف است که در مناطق آزاد به خصوص انزلی و ارس، خودروهای خاصی دیده می‌شود. چند وقتی است که یک دستگاه شورولت Traverse در آذربابجان شرقی نظر شهروندان این منطقه را به خود جلب کرده است.

جای تعجب است که این خودرو یکی از تولیدات جنرال موتورز آمریکاست و اکنون در ناوگان انتظامی کشور مهر تردد گرفته است.

نکته عجیب دیگر این است که خودروی مذکور نسخه قدیمی تراورز است. حالا سوال اینجاست که وقتی واردات آزاد است و مجوز پلیسی هم صادر می‌شود حداقل مدل جدیدش انتخاب می‌شد.

شورولت تراورز دارای یک موتور 3.6 لیتری شش سیلندر Vشکل به قدرت 288 اسب‌بخار است.

حس و حال خیابان‌های دیترویت را می‌دهد

و مردمي كه با تعجب به آن نگاه مي كنند

از نمایی دیگر

پلیس ایرانی،‌ خودروی آمریکایی

پلیس آمریکایی، خودروی آمریکایی

نمای جلویی نسخه اصلی

نمای عقبی نسخه اصلی

این هم مدل واقعاً جدید

تصویر دیگری از مدل 2013

به نظر شما وانتی با ظرفیت حمل بار 460 کیلوگرم برای کدام صنف می‌تواند مناسب باشد؟سایپا 151 قادر به حمل 460 کیلوگرم بار است که البته در نمونه گازسوز این ظرفیت به 380 کیلوگرم می‌رسد.
تجربه رانندگی با وانت جديد سایپا +عکس

گروه خودرو ؛ بازار خبر _ وانت سایپا 151 خودرویی با ظاهری شبیه به پرایدهای سواری است که در خیابان تردد دارند و در نمای عقب نیز متفاوت از دیگر وانت‌های موجود در کشور است. فضایی که برای بار این خودرو در نظر گرفته شده، بیشتر برای سوپرمارکت‌ها مناسب است چرا که این فضا از نظر حجمی زیاد نبوده و نمی‌توان از آن انتظار حمل بارهای بسیار سنگین را داشت.

موتور وانت سایپا 151، موتور جدید با قابلیت یورو4 است و توانی معادل 68 اسب‌بخار را تولید می‌کند که حدود پنج اسب‌بخار از پراید سواری بیشتر است. لازم به یادآوری است قدرت پرایدهای سواری 63 اسب‌بخار است.

گیربکس و دیفرانسیل وانت سایپا 151 نیز با تغییراتی مواجه شده تا در کاربری‌های باری موفق ظاهر شود. وانت سایپا 151 در نمای جلو، دقیقاً همانند 131های جدید است و هیچ تفاوتی با نمونه‌های سواری ندارد این در حالی است که در نمای عقب شاهد طراحی متفاوتی هستیم.

چراغ‌های این خودرو در عقب كاملا ساده است. بر روی درب عقب این وانت نیز دستگیره‌ای وجود دارد که برای باز کردن درب محفظه بار به کار می‌رود. سپر عقب وانت سایپا 151 ترکیبی از پلاستیک و فلز است یعنی در قسمت میانی سپر، از فلز استفاده شده که خودرو را هنگام برخورد مقاوم‌تر می‌کند. باک خودرو کمی جلوتر و تا نزدیک درب راننده پیش آمده است که این مسأله می‌تواند موجب بهبود مرکز ثقل خودرو شود.

تجربه راندن

پیکاپ‌ها یا چهارچرخ متحرک هستند و یا اینکه تک محور بوده و دیفرانسیل عقب می‌باشند اما وانت سایپا 151 با توجه به اینکه قبلاً یک خودروی سواری بوده بنابراین نمی‌توان همه نکات فنی موجود در پیکاپ‌ها را از آن انتظار داشت چرا که این وانت یک وانت کوچک و دیفرانسیل جلو است. نمونه پیکاپ آن نیز به صورت دیفرانسیل جلو تولید می‌شود.

از آنجا که عقب خودروهای دیفرانسیل جلو هنگام خروج از پیچ تمایل به خارج شدن از آن را دارند، نباید از وانت سایپا 151‌ نیز انتظار داشت که این ویژگی را نداشته باشد زیرا داشتن این انتظار از خودروهای دیفرانسیل عقب منطقی‌تر است.

وارد شدن به کابین خودرو کمی سخت انجام می‌گیرد چرا که کابین از فضای کمی برخوردار است البته‌ این مشکل در اکثر پیکاپ‌های موجود در کشور به خصوص پیکاپ‌های تک‌کابین دیده می‌شود و تقریباً امری عادی است. این در حالی است که زاپاس خودرو نیز در پشت صندلی سرنشین کناری تعبیه شده است.

با ورود به کابین با نمایی آشنا روبه‌رو می‌شویم. همه چیز همانند نمونه‌های جدید پراید است همان خودروهایی که بر روی پلت‌فرم X100 به صورت مقاوم‌تر ساخته شده‌اند. غربیلک فرمان با توجه به قابلیت طرح و وجود ایربگ برای راننده، مانند غربیلک فرمان پرایدهای ایربگ‌دار است اما تفاوت اصلی در راحتی راننده است چرا که به دلیل حذف فضای پشت صندلی‌ها، راننده چندان امکان تنظیم صندلی را مطابق جثه، قد و وزن خود ندارد. بنابراین می‌‌توان گفت وانت سایپا 151 برای نشستن افراد بلند قد در کابین اندکی کار را سخت می‌کند.

البته ‌صندلی‌ها قابلیت جلو و عقب رفتن را دارند اما نه آنقدر که یک فرد قد بلند بتواند متناسب با وضعیت خود آن را تنظیم کند. این نکته را نیز نباید از یاد برد که صندلی‌ها نیز فعلاً همانند نمونه‌های قدیمی پراید بوده و راحتی صندلی‌ها X100 را ندارند.

کولر خودرو نیز برای خریداران این وانت کوچک قابل توجه خواهد بود چرا که وانت پیکان فاقد کولر است. با روشن کردن خودرو شروع به حرکت می‌کنیم. همه چیز همانند پراید سواری است وضعیت تعویض دنده، پیچش فرمان، شتاب و بسیاری از موارد دیگر همه و همه شما را به یاد سواری پراید می‌اندازد.

گزارش دنياي خودرو در خصوص اين خودرو مي افزايد : اگرچه توان وانت سایپا 151 افزایش پیدا کرده اما با توجه به اینکه وزن آن نیز مقداری بیشتر شده، بنابراین شتاب آن با سواری پراید تفاوت چندانی ندارد که البته این شتاب برای یک وانت مناسب به نظر می‌رسد.

فرمان خودرو اندکی سفت است و با توجه به حجم کم کابین، گرداندن آن کار دشواری است. سیستم تعلیق عقب خودرو دچار تغییراتی شده و کمک فنر تلسکوپی و فنر تخت در آن به کار رفته است. چرا که خودروهای باری سیستم تعلیقی متفاوت از سواری‌ها دارند. در هنگام راندن با این خودرو و عبور از ناهمواری‌ها، شاهد تکان‌هایی در قسمت عقب هستیم. البته این نکته را نباید فراموش کرد که این تکان‌ها در همه وانت‌ها مشترک بوده و غیرطبیعی نیست. سر پیچ‌ها نیز تمایل قسمت عقب خودرو به بیرون پیچ است.


ظرفیت

به نظر شما وانتی با ظرفیت حمل بار 460 کیلوگرم برای کدام صنف می‌تواند مناسب باشد؟سایپا 151 قادر به حمل 460 کیلوگرم بار است که البته در نمونه گازسوز این ظرفیت به 380 کیلوگرم می‌رسد.

وزن این خودرو در حالت بنزین‌سوز 900 کیلوگرم بوده و در نمونه گازسوز 985 کیلوگرم است. اگر بخواهیم مقایسه‌ای با پرایدهای سواری داشته باشیم باید بگویم که قدرت بیشتر موتور این خودرو صرف وزن بالاتر این خودرو نسبت به پرایدهای سواری می‌شود. البته موتورهای جدیدتری نیز برای این خودرو در نظر گرفته شده است که قوی‌تر از نمونه Hp+ هستند. به طور کلی موتور این خودرو قادر است 1510 کیلوگرم وزن را بکشد که این عدد شامل وزن خودرو نیز می‌شود. این خودرو شاید بیشتر از هر صنف دیگری برای سوپرمارکت‌‌ها مناسب باشد چرا که وزن کالاهای موردنظر آنها زیاد نبوده و وانت سایپا 151 قادر به حمل آن خواهد بود.

قيمت

این خودرو در حالی راهی بازار می‌شود که تولید وانت پیکان با کاهش روبه‌رو شده و این وانت کوچک نیز می‌تواند پا جای پای وانت پیکان گذاشته و سهم بیشتری از بازار را به خود اختصاص دهد. سایپا 151 تابستان سال 1392 راهی بازار ایران می‌شود تا شانس خود را امتحان کند. بازاری که این روزها تنوع پیکاپ‌های آن زیاد بوده و رقابت در آن کار ساده‌ای نیست .

این مگان 250 اسب‌بخار نیرو دارد + تصاوير

فرانسوی آشنای ایرانی‌ها در نسخه 2013 خود با یک تحول انقلابی در ظاهر و باطن خود روبه‌رو شده است.
این مگان 250 اسب‌بخار نیرو دارد + تصاوير

رنو در تازه‌ترین دستاوردش مدل جدیدی از Megane معروف ؛ خود را عرضه کرد. این مدل Turbo RSنام دارد و در کلاس اسپرت‌های سایز متوسط قرار می‌گیرد.

طراحان آن تلاش کرده‌اند تا با کمترین تغییرات ممکن حس و حال مسابقه را به آن تزریق کنند.

از رینگ‌های 18 اینچی مشکی‌رنگ گرفته تا کابین با دکمه‌های آبی رنگ. برای توربو RS از سیستم تعلیق حرفه‌ای استفاده شده است.

فرمان آن نیز کمی اسپرت و حساس‌تر شده است. مگان جدید با پیشرانه توربوشارژ شده 2 لیتری‌اش می‌تواند 250اسب‌بخار (184کیلووات) در 5500 دور در دقیقه نیرو و 340 نیوتن‌متر (251 پوندفوت) در 3000 دور در دقیقه گشتاور فراهم کند.

مصرف میانگین این خودرو در هر 100 کیلومتر 7.3 لیتر است. این خودرو علاوه بر 11 کشور اروپایی در ژاپن نیز فروخته خواهد شد.

شتاب صفر تا 100 کیلومتر در ساعت این خودرو 6.1 ثانیه و سرعت نهایی‌اش 250 کیلومتر در ساعت است.

بد نیست بدانید قیمت این رنو بین 41 تا 51 هزار دلار است.

ژاپنی ها این بار با سوبارو به ایران می آیند

تویوتا، لکسوس و مزدا که بودند. چندی پیش میتسوبیشی نیز چراغ‌خاموش آمد. حالا هم خبر می‌رسد سوبارو به عنوان پنجمین ژاپنی ایران قصد دارد بازار ایران را در دست گیرد.
ژاپنی ها این بار با سوبارو به ایران می آیند

سال 84 برای اولین بار حرف و حدیث‌هایی مبنی بر حضور برند Subaru (به ژاپنی: スバル)‏ توسط شرکتی به نام «سیف خودرو» در ایران شنیده شد. سوبارو را اغلب سازنده خودروهای اسپرت باکیفیت و نه‌چندان گران می‌شناسند. در دوره‌ای که خودروسازان داخلی ایام طلایی را پشت سر می‌گذاشتند و کره‌ای‌ها داشتند با تمام وجود می‌فروختند، همان ایامی که چینی‌ها هنوز فرصت عرض اندام نداشتند، حضور یک ژاپنی غریبه نمی‌توانست توجیه باشد.

بنا بر این داستان «سوبا» در همان نطفه خفه شد.

قضیه لو رفت

حین چرخ‌زنی در آمار و اطلاعات ماهیانه واردات و صادرات گمرک به اطلاعات عجیبی دست پیدا کردیم. طبق آمار در شهریور سال جاری 2 دستگاه اتومبیل‌ سواری سوبارو از مقصد امارات وارد ایران شده بود. چندی بعد در مهر ماه بود که 29 دستگاه از همین خودرو با همان کد تعرفه از مقصد ژاپن وارد شد. در همین ماه مهر بود که 37 دستگاه دیگر نیز وارد شد تا آمار کل سوباروهای وارداتی را به 68 دستگاه برساند.

رمزگشایی

آمار گمرک مدل و نوع خودرو را مشخص نمی‌کند. تنها اطلاعات موجود قیمت تمام شده و وزن هر کدام بود. با بررسی داده‌های خودرویی به این نتیجه رسیدیم که به احتمال بسیار زیاد خودروهای فوق یا باید مدل Legacy باشند و یا Impreza. سواری‌های چهار درب سایز بزرگ.


چالش‌های پیش رو

طبق آمار، از مهر ماه به این سو دیگر خبری از واردات سوبارو نشده است. اکنون واردکننده باقی مانده است و 68 دستگاهی که احتمالاً مشکل ثبت سفارش، شماره‌گذاری و شاید ترخیص را دارند.

سیف خودرو و یا هر شرکت دیگری که پشت واردات این خودرو دیده می‌شود با یک مشکل بزرگ روبه‌رو خواهد بود. خودروهای وارداتی در خوش‌بینانه‌ترین حالت به عنوان مدل 2012 وارد شده‌اند. تقریباً 3 ماه مانده به انتهای هر سال میلادی مدل‌های سال بعد وارد بازار می‌شوند. این یعنی دو سه ماهی است که سوباروی ژاپن نسخه 2013 این خودرو را نیز عرضه کرده است.

در صورت توافق احتمالی برای فروش، مشکلی قیمت‌گذاری برای این خودرو بوجود می‌آید. درست مانند اتفاقی که برای شرکت «آرین موتور» واردکننده میتسوبیشی و شاسی‌بلند‌های ASX آن رخ داد.

درباره خودروها

حالا با تمام این تفاسیر باید دید خودروهای فوق چه مشخصات فنی دارند. در صورتی که پیش‌بینی درست از آب درآمد و محصولات فوق از مدل لگاسی بودند آن وقت است که باید شاهد حضور یک سواری زیبای چهار درب مخصوص خانواده‌های امروزی باشیم. این خودرو با چندین نوع موتور عرضه می‌شود که به نظر می‌رسد گزینه‌های منطقی شامل 2000 سی‌سی با 197 اسب‌بخار باشد.

دور از انتظار نیست که لگاسی به صورت 4WD عرضه شود و این در حالی است که خودروهای چهار درب دو دیفرانسیل در بازار ایران انگشت شمارند.

البته گهگاه مرسدس‌بنز و ب‌ام‌وهای لوکسی دیده شده‌اند که به صورت 4WD در خیابان رفت و آمد می‌کنند ولی انصافاً تعدادشان خیلی کم است.


خودروی احتمالی دیگر ایمپرزا است. مدلی اسپرت‌تر و جوان‌پسندانه‌تر. این محصول نیز دارای همان موتور 2 لیتری است ولی قدرتش در حالت استاندارد و بدون توربوشارژر به 148 اسب‌بخار می‌رسد.

بحث قیمت‌ها

بر اساس اطلاعات گمرک قیمت هر دستگا سوبارو چیزی کمتر از 20 هزار دلار می‌شود. عوارض، گمرکات، نوسان ارز، تعرفه‌ها و هزار جور افزایش قیمت که برایش متصور شویم می‌شود اینطور تصور کرد که در صورت عرضه به بازار به قیمت حدودی 100 میلیون فروخته خواهد شد.

مدل ایمپرزا

مدل لگاسی

آمار مستند گمرک

15

بزرگ‌ترین شاسی‌بلند بازار + تصاوير

چندی است در خیابان‌های پایتخت یک شاسی‌بلند جدید دیده می‌شود. خیلی‌ها فکر می‌‌کنند لندکروز است.
بزرگ‌ترین شاسی‌بلند بازار + تصاوير

 شاید قوی‌ترین نباشد چراکه قبلاً این مقام به پورشه کاین توربو تعلق گرفته است. شاید لوکس‌ترین نباشد چون ب‌ام‌و X6 را فعلاً داریم. شاید پرآپشن‌ترین نباشد مگر لکسوس RX350 را نمی‌بینید؟ شاید عجیب‌ترین نباشد چراکه FJ کروزر هنوز فروش خوبی دارد. شاید سخت‌جان‌ترین نباشد چون پرادو Off-Road کار خودش را کرده است. شاید مدرن‌ترین نباشد زیر مرسدس GLK به کسی امان نمی‌دهد. حالا که نتوانسته حتی یک «ترین» را کسب کند به چه امیدی آمده است؟

زهی خیال باطل. لکسوس LX570 علاوه بر اینکه جدیدترین شاسی‌بلند بازار است، بزرگ‌ترین آن نیز هست.

ابتدای ماجرا

نگویید که نمی‌دانید لکسوس زیرمجموعه تویوتا است. پروژه LX تقریباً 17 سال پیش در 1996 کلید خورد. لکسوس نام آن را شاسی‌بلند فول سایز گذاشت. یعنی دیگر از آن بزرگ‌تر می‌شد چیزی مثل تانک یا نفربر. اسکلت‌بندی این خودرو همان‌چیزی است که تصور می‌‌کنید؛ تویوتا لندکروز.

در حقیقت این هدفی بود که تویوتا دنبال می‌کرد. ترکیب خواص عملیاتی LandCruiser و خواص تجملی Lexus. مدل اولیه به منظور تست کردن ذائقه بازار معرفی شد. نامش LX450 بود. بازخورد چیزی ورای پیش‌بینی‌ها بود؛ عالی. تا 2006 یک‌سره تولید شد و فروش رفت. تویوتا داشت خودکشی می‌کرد. کم‌کم دیگر کسی لندکروز نمی‌خرید.

خیلی راحت و خونسرد با پول بیشتر خودرویی می‌خرید که با همان توانمندی‌ها،‌ امکانات بیشتری نیز در اختیارش قرار می‌داد. به همین خاطر بود که عرضه هم‌زمان لندکروز و ال‌ایکس را در یک کشور، لغو کرد. یا اینکه در صورت عرضه نسخه‌هایی را می‌فروخت که پیشرانه‌هایشان با هم متفاوت بود. حالا بازار داخل یک استثناست. تویوتا حتی روحش هم خبر ندارد که در ایران چه می‌گذرد. او چیزی را نمی‌فرستد. بعضی‌ها خودشان وارد می‌کنند.

خلاصه، نسخه جدید این خودرو با نام LX570 در نمایشگاه نیویورک درست در بین انواع هیولاهای فورد، شورولت و دوج رونمایی شد که اتفاقاً با استقبال خوبی هم روبه‌رو شد. خودتان شاهدید که طراحی‌اش تا حدودی شبیه LS سدان از آب درآمده است.با معرفی نسل جدید رقبایش هم خاص‌تر شدند. از این به بعد رنج‌روور، مرسدس GLکلاس، اینفینیتی QX، لینکلن Navigator، کادیلاک Escalade و خلاصه هر خودروی تنومندی که در دنیا موجود است رقیب LX570 است.

اطلاعات به دردبخور

لکسوس این محصولش را بیش از 240 هزار کیلومتر در جنگل‌های استرالیا و بیابان‌های آمریکا تست کرده است. رینگ‌های استاندارد LX 20 اینچی (510 میلی‌متری) هستند. سیستم تعلیقش نیز الکترو-هیدرولیک است یعنی برقی-روغنی. فنرها بهAHC (کنترل پویای ارتفاع) مجهز هستند. سیستمی که تا 51 میلی‌متر بلندی خودرو را در سنگلاخ‌‌ها تغییر می‌دهد.

از سوی دیگر به کمک AVS (تعلیق پویای متغیر) می‌توان میزان سفتی فنرها را بر حسب شرایط مختلف محیطی و سرعتی دستکاری کرد. این لکسوس یک آپشنی دارد که خوراک آفرودبازهاست. نامش DAC (کنترل کمکی شیب) است. بعضی‌ وقت‌ها در سربالایی و سرپایینی ترمزگیری‌های مداوم می‌تواند راننده و سرنشین را کلافه کند.

با این مکانیزم می‌توان با سرعت اندکی از سرپایینی و سربالایی عبور کرد. دست آخر HAC (کنترل کمک استارت در شیب) می‌ماند که برای چنین غول فولادی سنگین‌وزنی فوق‌العاده لازم بود. با اینکه جعبه‌دنده‌اش اتوماتیک است ولی گاهی هم پیش می‌آید که قبل از درگیر شدن دنده و پیش از گاز دادن، خودرو به عقب یا جلو حرکت می‌کند. این اتفاق در زمانی که خودرو در شیب زیاد قرار دارد شایع است. با HAC خودرو به صورت هوشمند تا قبل از گاز دادن خود به خود هر جایی که هست ترمز می‌کند.

لکسوس ادعا می‌کند طراحی داخلی این محصولش را از نسخه لوکس LS460 الهام گرفته است. که البته پر بیراه هم نمی‌گوید. چرم جوهری روی صندلی‌ها و سیستم تهویه مطبوع 4 کاناله را هم به آپشن‌ها اضافه کنید. باورنکردنی است که درون این خودرو 19 اسپیکر با قدرت 450 کیلووات از برند Mark Levinson قرار دارد.

از سوی دیگر رادیوی ماهواره‌ای XM و سیستم نقشه‌خوانی که کلیه اطلاعات دریافتی را درون یک هارد دیسک ذخیره می‌کند، لذت سواری در مناطق ناآشنا را دوچندان می‌کند. گفته می‌شود روی برخی مدل‌های این لکسوس تریم چوب Bubinga نصب شده است. چوبی که از یک نوع اقاقیای آفریقایی به دست می‌آید. برخی از جت‌ها خصوصی از همین المان تزئین داخلی بهره می‌برند. شاید مدل‌های حاضر در ایران آنهایی باشند که به دو LCD 9 اینچی برای پخش صوتی تصویر سرنشینان عقب بهره می‌برند.

10 ایربگ ایمنی شما و کلیه سرنشینان را تضمین می‌کند. کروز کنترل راداری نیز یکی از مدرن‌ترین‌ها در نوع خودش است. به صورت استاندارد این خودرو 2 دوربین در عقب و جلو دارد و به صورت آپشن نیز این تعداد به 4 عدد در کناره‌ها و روی آینه بغل می‌رسد. آخرین چیزی که باید یادتان باشد این است که LX570‌ توسط سازنده تا 4 سال و با محدودیت 80 هزار کیلومتر گارانتی شده است.

رقابت در بازار ایران

خُب هرآنچه که باید درباره این خودرو می‌دانستید را دانستید. حالا می‌ماند وضعیت آن در بازار داخلی. الان قوی‌ترین لندکروز بازار که با نام VXR شناخته می‌شود دارای یک پیشرانه 4.7 لیتری هشت سیلندر Vشکل به قدرت 271 اسب‌بخار است.

در بازار می‌شود این تویوتا را با قیمت حدود 300 میلیون تومان خریداری کرد. ب‌ام‌و X6 نیز با یک پیشرانه 4.4 لیتری هشت سیلندر Vشکل 407 اسب‌بخاری عرضه می‌شود. این مدل هم به لطف اسم و رسم برند خود حدود 500 میلیون تومان در بازار خرید و فروش می‌شود. می‌رسیم به پورشه. جایی که می‌توان کاین Turbo 4.8 لیتری را که 500 اسب‌بخار قدرت دارد را با قیمن باورنکردنی 580 میلیون تومان خریداری کرد. حالا دیگر انتخاب با خودتان است.

مشخصات

Lexus LX570

حجم پیشرانه (cc)

5663

حجم هر سیلندر (cc)

707.8

آرایش

هشت سیلندر Vشکل

قدرت (hp*rpm)

388 در 5600

بازده قدرت (hp*lit)

69.2

گشتاور (nm*rpm)

546 در 3600

بازده گشتاور (nm*lit)

97.5

قطر سیلندر (mm)

87.5

نسبت تراکم

11.5 بر یک

شتاب صفر تا 100 (sec)

7.3

سرعت نهایی (km/h)

220

جعبه دنده

شش سرعته اتوماتیک

فاصله دو محور (mm)

2850

نوع انتقال قدرت

AWD

طول، عرض و ارتفاع (mm)

5000-1970-1920

اندازه تایر (in)

20

گردش فرمان (m)

13

وزن (kg)

1626

توان کششی (kg)

3180

حجم باک (lit)

93

مصرف میانگین (lit)

15

قیمت داخل

بین 495 تا 560 میلیون تومان

قیمت خارج

شروع از 90 هزار دلار

مدل جديد پاگاني وارد بازار شد + عکس

جديدترين مدل پاگاني با قيمتي بالاتر از آنچه تصور مي شد وارد بازار شد.
 

 پس از مدتها انتظار ، کمپاني ايتاليايي پاگاني ، در نهايت خودرو جديد (Huayra) را وارد بازار کرد ولي به نظر مي رسد قيمتي که براي اين مدل اتخاذ شد فراتر از حد انتظار است.

سايت (Jameslist) که به بررسي و تخمين اجناس لوکس و گرانقيمت مي پردازد ، قيمت اين سوپرکار با شاسي شماره يک ، يک ميليون و 200 هزار دلار تخمين زده بود . اين در حالي است که کمپاني خودرو (Huayra) را با قيمت 2 ميليون يورو (2 ميليون و 600 هزار دلار) وارد بازار کرده است.

شرکت آلماني «ايکس کاليبور» (Excalibur) نخستين نمايندگي فروش اين خودرو در اروپا را بدست آورده است .

کمپاني پاگاني تاکنون 40 دستگاه از اين خودرو را براي فروش روانه بازار کرده و 105 سفارش جديد از اين خودرو دريافت کرده است.

نام (Huayra) برگرفته از نام خدايان باد است . نهايت سرعت اين سوپرکار 230 مايل در ساعت (370 کيلومتر در ساعت) است و در مدت زمان 3 . 3 ثانيه از سرعت صفر به 60 مايل در ساعت (96 کيلومتر در ساعت) مي رسد.

این دو خودرو نمایشگاه ژنو را به آتش کشیدند + تصاویر

هیولاهای اسپرت ایتالیایی لامبورگینی و فراری از دو محصول فوق‌العاده رونمایی کردند. محصولاتی که نمایشگاه امسال ژنو را تبدیل به یکی از جنجالی‌ترین گردهمایی‌های خودرویی کردند.
این دو خودرو نمایشگاه ژنو را به آتش کشیدند + تصاویر

 در دنیای خودرو رقابت‌های دو به دوی هم‌وطن‌ها همیشه جذاب بوده است. چیزی مانند دربی یا شهرآورد در دنیای فوتبال. رویارویی ب‌ام‌و و مرسدس‌بنز در آلمان، جنرال موتورز و فورد در آمریکا، بنتلی و رولزرویس در انگلستان، پژو و رنو در فرانسه و شاید مهم‌تر و تعصبی‌تر از همه، لامبورگینی و فراری در ایتالیا.


برندهای فوق اسپرتی که به خاطر تولید محصولات جسور و خشن، محبوب جهانیان شده‌اند. آخرین دستاورد گاو خشمگین (لامبورگینی) و اسب سرکش (فراری) در نمایشگاه 2013 ژنو سوئیس طی یک مراسم پر سر و صدا رونمایی شد.


لامبورگینی Veneno


آخرین جادوی گاو خشمگین با چهره‌ای غیر قابل توصیف بازگشته است. این خودرو همان وعده‌ طوفانی بود که لامبو یک سال پیش قولش را داده بود. در حقیقت ونینو به مناسبت پنجاهمین سالگرد تاسیس شرکت تولید شده است.


بر اساس سنت همیشگی نام‌گذاری محصولات لامبورگینی، Veneno نیز نام یکی از گاوهای مسابقه‌ای ماتادورها در سال 1914 بود.


در توصیف مهندسی طراحی بدنه آن از عبارت فوق آیرودینامیک استفاده شده است. بال بزرگ عقب این خودرو باعث به وجود آمدن نیروی پایین‌برنده و چسبندگی بهتر چرخ‌ها به جاده می‌شود.


از سوی دیگر استفاده گسترده از فیبرهای کربن وزن سازه شاسی را به طرز چشم‌گیری کاهش داده است. پایه‌های لانه‌زنبوری و بازوهای خرپا شکل، ایمنی بدنه را بیش از پیش بالا برده است.


لامبورگینی ونینو دارای یک موتور 6.5 لیتری 12 سیلندر Vشکل به قدرت 750 اسب‌بخار است. به لطف وزن فقط 1450 کیلوگرمی، جعبه‌دنده 7 سرعته و انتقال قدرت AWD (همه چرخ‌های متحرک)، شتاب صفر تا 100 آن تنها 2.8 ثانیه و سرعت نهایی‌اش 360 کیلومتر در ساعت است.


پیش‌بینی می شود علاوه بر فراری مدل LaFerrari این خودرو برای مک‌لارن P1 نیز مشکل‌ساز شود.
بد نیست بدانید قرار است تنها 3 دستگاه از این خودرو هر کدام با قیمت باورنکردنی 3.9 میلیون دلار تولید و عرضه شود.


فراری LaFerrari


لحظه موعود فرا رسید. اژدهای شعله سرخ فراری زبانه کشید. دوست‌داران اسطوره اسپرت‌سازی سرانجام جانشین مدل موفق Enzo را دیدند. لافراری نام زیبای این محصول است که به موتوری 6262 سی‌سی 12 سیلندر Vشکل مجهز شده که 800 اسب‌بخار نیرو را در 9000 دور در دقیقه و 700 نیوتن‌متر گشتاور در 6750 دور در دقیقه تولید فراهم می‌کند.


163 اسب‌بخار از کل نیروی خروجی توسط موتورهای برقی تامین می‌شود. یک جعبه‌دنده 7 سرعته دو کلاچه کاری می‌کند که شتاب صفر تا 100 لافراری زیر 3 ثانیه و سرعت نهایی‌اش 350 کیلومتر در ساعت شود.


طبق گفته‌های مدیر اجرایی شرکت فراری، از این خودرو 499 دستگاه هر کدام با قیمت پایه 1.69 میلیون دلار ساخته خواهد شد.

تصاویر ب‌ام‌و X5 مدل 2014 لو رفت

نسخه جدیدی از شاسی‌بلند غول‌آسای خودروساز مشهور باواریا، در حال ورود به بازار است. به تصاویر و اطلاعات فنی فاش شده این خودرو دقت کنید.
تصاویر ب‌ام‌و X5 مدل 2014 لو رفت

معروف است به اینکه یکی از معدود ب‌ام‌وهایی است که در فقط در آمریکا تولید می‌شود. پروژه X5 ابتدا سال 1999 مطرح شد. آن زمان این خودرو جزو معدود شاسی‌بلندهای فول سایزی بود که با خواص لوکس تولید می‌شد. در حقیقت چالش اصلی طراحان و مهندسان، حفظ خواص اسپرت و بیابانگردی آن در کنار همین ویژگی‌ها تجملی بود.


رقیب آسیایی این خودرو RX300 بود که توسط لکسوس از زیرمجموعه‌های تویوتای ژاپن ساخته می‌شد. البته بدون تردید جدال او با هم‌وطن و هماورد دیرینه‌اش مرسدس‌بنز که با Mکلاس آمده بود، فوق‌العاده جذاب شد.


نسل اول این خودرو بین سال‌های 1999 تا 2006 تولید شد. در این بازه قوی‌ترین موتور X5 دارای 4.8 لیتر حجم و آرایش هشت سیلندر Vشکل بود که 355 اسب‌بخار نیرو نیرو داشت.


نسل دوم با طراحی چشم‌نوازتر ولی با رعایت همان اصول وقار و ابهت در 2006 معرفی شد. این خودرو به مراتب از مدل قبلی خود مدرن‌تر ظاهر شده است. برای این نسل بود که بخش تیونینگ Mpower نیز وارد عمل شد و مدل رویایی 4.4 لیتری دور توربوی 555 اسب‌بخاری را وارد بازار کرد. از آن سو مرسدس‌نیز با بهره‌گیری از بخش مهندسی AMG، مدل ML63 را با 525 اسب‌بخار برابرش قرار داد.


بازی زمانی داغ‌تر شد که هم‌وطن سوم یعنی پورشه نیز با معرفی مدل جدید Cayenne توربو که 550 اسب‌بخار نیرو داشت نیز به بازار آمد.رنج‌روور Sport و جیپ گرند Cherokee به عنوان رقبای انگلیسی و آمریکایی نیز هم‌چنان در پی X5 می‌دوند.


اما نسخه 2014


به وضوح مشخص است که ب‌ام‌و مایل نبود تا اطلاعات مربوط به نسل جدید X5 منتشر شود. ولی جریان آزاد اطلاعات کاری کرد که خیلی زودتر از موعد این خودرو معرفی شود.


مدل جدید با طراحی که به سبک و سیاق زبان جدید شرکت است، دیده می‌شود. نمای جلویی آن حس و حال سری 3 و تا حدودی هم سری 4 تازه‌وارد را القا می‌کند. اما هم‌چنان می‌توان شاهد بدنه‌ای عضلانی با گلگیرهایی برجسته بود.


نسل سوم X5 با کد F15 شناخته می‌شود. قرار است که طراحی داخلی آن به کلی تغییر کند.
حرف و حدیث‌ها درباره قوای محرکه آن فراوان است. گفته می‌شود موتور پایه آن 2 لیتری دیزلی با 245 اسب‌بخار نیرو است. از همین سری موتورهای گازوئیل‌سوز یک نسخه 3 لیتری 302 اسب‌بخاری نیز تهیه خواهد شد.


از آن سو برای مشتاقان هیولاهای بنزین‌سوز دو مدل 3 لیتری شش سیلندر Vشکل و 4.4 لیتری هشت سیلندر V هر دو با توربوشارژ در نظر گرفته شده است. خروجی این دو به ترتیب 335 و 402 اسب‌بخار است.
برگ برنده ب‌ام‌و برای X5 مدل 2014 مدل Mpower‌است که توانسته 547 اسب‌بخار نیرو از قلب تپنده‌اش بیرون بکشد.

این تصویری است که سایت کواتروروت می‌گوید X5‌ مدل 2014 است

سایت اتواولوشن نیز X5 جدید را اینطور به تصویر می‌کشد

این عکس به عنوان نزدیک‌ترین تعبیر به X5‌ مدل 2014 عنوان شده است

از این نما تا حدودی شبیه سری 3 چهار درب است

تست‌های مخفیانه زیر پوشش استتار